لعنت به تو که احساساتمو به بازی گرفتی...

فراموش کردمت...

دلم گم شدن می خواهد

یک جاده با اشانطیون....یک ناکجا اباد در مقصد

جایی که عقل مردمانش به درک دل بستگی ها پا بدهد

هوای دل هاشان ان قدر افتابی باشد

که بفهمند حجم سایه ای

را که از عشق زیر پاهایت قد کشیده است

......

دلم رفتن می خواهد به جایی که

دل اهالیش از اشک های من اب نخورد

واشتیاق عشق نشسته در نگاهم را کور نکند


+ چهارشنبه 09 مهر 1393 ساعت21:41 elham-a| ارسال نظر(0) |



طراح : صـ♥ـدفــ


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید