لعنت به تو که احساساتمو به بازی گرفتی...
فراموش کردمت...
نـگـاهـم نـکـنـنـد بـگـو وقـتـی خـیـره ات مـی شـوم سرشـان بـه کـار خـودشـان بـاشـد … ! نـه کـه فـکـر کـنـی خـجـالـت مـی کـشـم هـا نـه ! حـواسـم نـیـسـت عـاشـقـت مـی شـوم . . گفته بودم مردم اینجا بدند دیدی آخر ساقه جانت شکست! آن عزیز ت عهد وپیمانت شکست؟ دیدی ای دل در جهان یک یار نیست؟ هیچ کس در زندگی غمخوار نیست! آه دیدی سادگی جان داده است؟ جای خود را گل به سیمان داده است! دیدی آخرساقه حرف من بیجا نبود؟ از برای عشق اینجا جا نبود! نو بهار عمر را دیدی چه شد؟ زندگی را هیچ فهمیدی چه شد! دیدی ای دل دوستیها بی بهاست؟ کمترین چیزی که می یابی وفاست!!!!!!!! موهایم را همچون امواج خروشان دریا می گویند رسم زندگی چنین است از بـاد بـپـرسـیـد شـمـیـم دلـــــــــدار کـجـاسـت دل رمیــــــده ی ما را انیس و غمـخــوار کجاست چــــو پرنده ی زخمـــی به کنج عــزلت خزیده ام دلــــم نـوای غــم دارد ، چنــگ و تـار کــــجاست اگـر خالـق سبحــان نظـــر لطف به من نداشـــت پـس یـار وفــادار در ایـن روزگــــار کــــــــــجاست چو نرگس چشم دوست خدنگ قــــلب من است در ایـن نخجـیـر عشـــق ، کــــــمند یـار کـجاست امیر در ضیافت پاکان جای شرمســـــــاران نیست اندیشه به حق کن ببین نقطــــــه پرگـار کجاستبه چـشـمـهـایـت بگــو

| طراح : صـ♥ـدفــ |



