لعنت به تو که احساساتمو به بازی گرفتی...
فراموش کردمت...
غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی
بامن به جمع مردم تنها خوش آمـدی
بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی
راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی...
پایان ماجرای دل و عشق روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی+ دوشنبه 30 دی 1392 ساعت11:48 elham-a|
ارسال نظر(0)
|
| طراح : صـ♥ـدفــ |
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید