لعنت به تو که احساساتمو به بازی گرفتی...

فراموش کردمت...

سوگند به واژه هایی که کبوتر وار به سوی تو پر میکشند؛

سوگند به دفترهایی که برگی برای نامه نوشتن به من هدیه میدهند؛

سوگند به چراغ ارغوانی که در خانه تو می سوزد؛

سوگند به نسیم هایی که از بیشه های مجهول آغاز میشوند و به دامن تو می رسند؛

سوگند به گلهای سرخی که زیر باران می رقصند؛

سوگند به صدای پرنده ها در وقت عبور؛

سوگند به رنگ سرخ خورشید هنگام غروب؛

سوگند... که بر سینه آسمان با همه ستاره هایش دست رد می زنم؛

به مرغ های بهشت نیم نگاهی هم نمی اندازم؛

جواب سلام آهوان را نمی دهم به شرطی که تو باز گردی و در کنارم باشی...

همیشه دوستت دارم............ 


+ چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت23:03 elham-a| ارسال نظر(1) |



طراح : صـ♥ـدفــ


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید