لعنت به تو که احساساتمو به بازی گرفتی...

فراموش کردمت...

 قلب تو هر چه کرد؛ لبخند بزن!
گر سوخته ای زدرد؛ لبخند بزن!
گر دشنه ی دوست سینه ات را بشکافت
فریاد نزن زدرد؛ لبخند بزن!
گر قلب تو پر زخون شده باکی نیست!
ور رنگ رخ تو زرد؛ لبخند بزن!
هر چه به دلت می گذرد باز مگوی
بر جای بمان چو مرد؛ لبخند بزن!
بگذار که از روی تو شرمنده شوند
در زیر نگاه سرد؛ لبخند بزن!
هرگز هوس رهایی از دام مکن
بی همهمه باز گرد!!! لبخند بزن!
ای مهره ی بازیچه ی دست تقدیر!
در بازی تخته نرد؛ لبخند بزن!


+ سه‌شنبه 12 آذر 1392 ساعت22:51 elham-a| ارسال نظر(0) |



طراح : صـ♥ـدفــ


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید