لعنت به تو که احساساتمو به بازی گرفتی...

فراموش کردمت...

آن لحظه ها همیشگی نبود ، عشق تو در قلبم ماندنی نبود

بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود

آری عشـق های این زمانه همین است ، زود می آید و زود میگذرد

تا عشـق تو آمد در قلبم ، تو رفتی ، تا آمدم بگویم نرو ، رفته بـودی

تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم

همیشه کسی بود که به درد دلهایم گوش میکرد

همیشه کسی بود که اشکهایم را از گونه هایم پاک میکرد

اینک من مانـده ام و تنهایی ، ای یـار بی وفـای من کجـایی

یادی از من نمیکنی ، بی وفاتر از بی وفایی ، بی احساس تر از تنهایی

دیگر نمی خواهم همیـشه مثـل گذشـته باشـم ، می خواهم آزاد باشم

می خواهم دائما پیش خودم بگویم که تا به حال کسی مثل تو را در قلبم نداشتم


+ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ساعت16:18 elham-a| ارسال نظر(0) |



طراح : صـ♥ـدفــ


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید