لعنت به تو که احساساتمو به بازی گرفتی...
فراموش کردمت...
باز باران٬ با ترانه
میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد
باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه
بی ترانه،بی بهانه شایدم٬ گم کرده خانه+ جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت14:05 elham-a|
ارسال نظر(7)
|
| طراح : صـ♥ـدفــ |